سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و شهادت حضرت امام رضا علیه‌السلام

شاعر : یوسف رحیمی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
قالب شعر : غزل

وقت غروب فصل غـریـبی فرا رسید            ابـری کـبـود آمـد و شـام عــزا رسـیـد

این غربت از حوالی یثرب شروع شد            با بـوی یـاس تا دل این کوچه‌ها رسید


اشـکـی که بـود هـمـدم تـنـهـایی عـلی            جوشید چشمه چشمه ببین تا کجا رسید

زهری که خون دل به لب مجتبی نشاند            داغش به پـارهٔ جگـر مصـطـفی رسید

مأمون گرفت خنجر تزویر را به دست            با دشـنـهٔ دروغ و فـریب و ریـا رسید

افسوس چشم دیدن خورشید را نداشت            آن کـوردل به آخـر این مـاجـرا رسید

خـورشـید بست بـار سفـر از دیار غـم            وقـتـی غـروب غـربت آل عـبـا رسید

با قلب خون عبای غریبی به سر کشید            با قـامـت شـکـسـتـه ز بـزم بـلا رسـید

شد روضه‌خوان جد غریبش در آن غروب            داغ حـسـین تا که به جان رضـا رسید

می‌خواند اشک شعله‌ورش فَابکِ لِلحُسَین            مشهد به خاک‌بوسی کـرب‌وبـلا رسید

آتش گرفت خـیـمهٔ جـانش در الـتهـاب            روی لـبـش تــرنـم یـا لَـیـتـنــا رسـیــد

آن شعله‌ای که شام غم از خیمه‌ها گذشت            با هُرم آتش و عـطش از نیـنـوا رسید

در شـام غـم تـلاوت قـرآن شروع شد            وقتی گریز روضه به تشت طلا رسید

نقد و بررسی